وصف علاقمندان سه بعدي يا جنبده ي لبخند و احترام

جمعه 13 آذر 1388

مهماني از شهرستان داشتم. معمولا مهماني از شهرستان دارم. علاقمنداني كه در چهره ي بعضي عشق، بعضي اميد، بعضي طمع و بعضي ديگر غرور نمايانه. يكي تنها براي ديدن من، يكي براي همكاري و ديگري براي راهنمايي به سراغم ميان. خوشحالم مي كنن و ناراحت. خوشحال از اين بابت كه در طول زندگي كاري كردي كه ارزش دادن زحمت به ديگران رو پيدا كرده و ناراحت از اين بابت كه در طول زندگي كاري كردم كه تنها ارزشش همينه و براي معشوق خودم كاري نكردم...

*****

پيشترها حضور هر شخصي رو وقت و بي وقت مي پذيرفتم. منشي نداشتم و از اينكه مانع تراشي بكنم براي تماس با من دل خوشي نداشتم و احساس خوشايندي به من نمي داد. خود بزرگ بيني... جهل مركبيه براي من. هر چند طمع و ضعف شخصيتيم همچنان تملق رو در زبان و كردارم جاري مي كنه. اما متاسفانه ديدم كه خيلي ها - بيش از 90 درصد - از اين برخورد راحت سواستفاده كردن و سو برداشت داشتن. نمي دونم چه جوري مطرح كنم. انگار براشون خوشايندتره كه ده بار زنگ بزنن و هر بار با فلان معاون و منشي براي صحبت كردن با من وقت تعيين كنن و چك و چونه بزنن. يا براي ملاقات حضوري چند تا اطاق رو بگذرونن و از چند ماه قبل وقت بگذارن....

نه براي اين قضايا و حفظ پرستيژ و اين حرفا كه به دليل بيشتر شدن مشغله ها، مواتعي خواه ناخواه بوجود آمد كه فعلا در حد منشي و مسئول روابط عمومي هست. در شركت من - شركت ما- شركت ساعتچي - كارمندي وجود نداره. همكار و هم خانواده هاي خوبي هستن.

*****

صبح در اطاقم بودم كه از سالن صحبت هاي مهماني رو شنيدم. قرار ملاقاتي براي ساعت 11:30 داشتم اما ساعت 11 بود. يكي از همكاران فني شركت آمدن داخل اطاقم و عنوان كردن مهماني از شيراز هستند و قصد ملاقات با من و صحبتي در خصوص فعاليت هاشون دارن.

اين روزها هرچند به جهت فعاليت هاي بيشتر اجتماعي تر هستم اما درون گراتر شدم. چندان حوصله ي صحبت كردن و جلسه بدون هماهنگي و بدون روشن بودن موضوع ندارم. تقريبا بدون هماهنگي با كسي ملاقات نمي كنم اما مهمان بود. حضور ايشون رو پذيرفتم. جواني خوش چهره، به جهت همكاري در زمينه ي سه بعدي آمده بود و نمونه كارهاش رو ديدم و با صراحتم گفتم تقريبا در حد صفره شايد براي ديگران حرفه اي باشه.... مي خواست عيب هاي كار رو براش توضيح بدم! شايد بيشتر مي خواست حرفه اي بودن خودش رو نشون بده و كم سوادي من رو... شايد...

در طول صحبت لبخند ميزدم، پرسش هاشون رو با حوصله پاسخ ميدادم و شرح بيشتري از مواردي كه حتي مطرح نمي كرد بيان مي كردم. مهمانان من آمده بودن اما او از راه دوري آمده بود و پي كسب درآمد بود. ايراني بود. فارسي را با ته لهجه ي شيرازي صحبت مي كرد. در طول صحبت لبخند مي زدم.

*****

شرايط استخدام در شركتم صورت ساده اما مراحل پيچيده داره. براي من تعداد همكار مهم نيست. خود اون هان كه مهم هستن. ظاهر كار در شركت ساده است اما تا حالا كسي بيشتر از 6 ماه همكاريش طول نكشيده و نتونست معيارهاي مورد نظر رو برآورده كنه.تخصص شخص اصلا مهم نيست و خودش مهمه.

مراحل درخواست كاري رو براش تشريح كردم. اين كار من نيست و مسئولش مدير داخلي شركت هست. اما مهمان بود. مهمانان من منتظر بودن و فعاليت هاي خود مونده بود. در آخر پرسيد چطور ميتونم در مورد شركتتون تحقيق كنم؟!!!

*****

هر روز صبح با هماكارا كلاس هاي آموزشي داريم. من هم گاهي خاطراتي تعريف مي كنم و همين صبح بود كه خاطره بعضي از مهمانان دور و نزديك رو تعريف كردم. كساني كه وقتي مي ديدن لبخند مي زنم، در مكاني ساده هستم، دست يابي به من آسونه و همه جوره باهاشون راه ميام يدفعه اون ها ميشن تصميم گيرنده در خصوص من!

نميدونم، چرا بعضي از ما جنبه ي اين لبخند رو نداريم؟ چرا جنبه ي احترامي كه بهمون گذاشته ميشه رو نداريم؟ چرا جنبه ي انعطاف پذيري رو نداريم؟ چرا اينقدر به ظاهر توجه داريم؟ چرا دوست داريم با ما مثل اسرا رفتار كنن و اونوقته كه اونجا مهم و با اهميت و با پرستيژ تره برامون؟ چرا و چراهاي فراونه ديگه...

*****

كشورم رو دوست دارم. كار ارزشمندي نكردم كه موجب افتخار كشورم بشه. اما سعي مي كنم تا حد امكان همه ي بي مهري هاش رو به جون بخرم. لبخند خواهم زد. به همه ي اون هايي كه نه تنها ايراني هستن كه انسان هستن. مي خواد با كلاس باشه مي خواد بي كلاس باشه. چه چيزي خنده دارتر از اينكه سرمون گرم مطالب و صحبت هايي هست كه كاملاً موقتيه؟ گاهي وقت ها در مورد بعضي پروژه ها - كه پوچي بيشتري دارن و حساسيت بيشتر در چيزهاي كم ارزش اون وجود داره و نيت هاي خاصي درش هست- لبخندم به خنده و شوخي هاي زياد از حد تبديل ميشه. البته گاهي هم برعكس ميشه.

*****

مشتاقانه پذيراي همه ي كساني هستم كه به هر نيتي قصد ملاقات با من رو دارن. فقط لازمه حتماً قبلش با دفتر شركتم هماهنگ كنيد. شماره تماس شركت 6263335-0351 هست. نام كامل، موضوع صحبت و شماره موبايل رو بايد ارائه كنيد.

*****

عيد غدير پيش پيش مبارك

نقد من در خصوص جلوه هاي بصري در سينماي ايران

چهارشنبه 08 مهر 1388

با تماسي كه بهرام عظيمي چند روز پيش با من گرفت ضمن اطلاع از اين بابت كه برنامه ي جديدش از امروز چهارشنبه ساعت 23:20 از شبكه چهار و در برنامه دوقدم مانده به صبح به روي آنتن ميره از من خواست تا بعد از هر برنامه، اون برنامه و صحبت هاي صورت گرفته رو مورد نقد قرار بدم.

همينطور قرار بر اين شد كه ديگران هم در صفحه ي ويژه اي كه براي اين برنامه در پرتال انياتورهاي ايران قرار خواهد گرفت نقد خودشون رو بتونن بفرستن.

خوب امشب قسمت اول اين برنامه خواهد بود و مهمان برنامه فخاري، مسئول جلوه هاي بصري فيلم هاي مثل پنجمين خورشيد، حلقه سبز و اخراجي ها و ... هست. بايد برنامه ي جالبي باشه. پيشنهاد مي كنم حتما برنامه رو در ساعتي كه عنوان كردم امشب ببينين.

البته برنامه ضبط خواهد شد و به صورت كم حجم در پرتال انيماتورهاي ايران به نمايش درمياد و در اونجا مي تونن هم نقد هاي من رو بخونين و هم خودتون نظرات و نقدهاي خودتون رو بفرستين. ضمن اينكه مي تونين سوالاتتون رو در خصوص مهمان بعدي مطرح كنين.

به محض اينكه صفحه ي ويژه در پرتال انيماتورهاي ايران قرار گرفت لينكش رو اينجا ميذارم. شما هم ميتونين لينك زير رو مرتب چك كنين تا صفحه در ليست قرار بگيره: توجه داشته باشين كه شما ميبايست عضو پرتال شده باشين.

http://irananimators.ir/relational/